تبليغاتX
دست نوشته های فرید
سینما و زندگی
این روزها باب شده که هر شخصی که ادعای اصولگرایی و میانه روی دارد و دم از اعتدال میزند  واز اعتبار سخن میگوید یک توصیه مستقیم به معترضان انتخابات میکند و آن اعلام برائت از برخی اتفاقات است.

این کلمه برائت را پس از انتخابات اول بار از زبان دکتر ولایتی شنیدیم که موسوی را به برائت از شیمون پرز و رضا پهلوی دعوت میکرد ، اتهام و ادعایی که بسیاری آن را نه از تحلیل درست شرایط که از اختلافات  این دو در سالیان دور  سبب دانستند .

بعد ها نیز این درخواست یعنی اعلام برائت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی از جانب اصولگرایان بیشتری مطرح شد که در آن خواسته شده بود تا این دو حساب خود را از شعار دهندگان شعارهای نه چندان مربوط در آن روز جدا کنند.

در روز ۱۳ آبان نیز غلامعلی حداد عادل نیز از موسوی و کروبی خواست تا از جنبش سبز ، شعارهای آنها و حتی از بیانیه های خود اعلام برائت کنند و از آن دوری جویند تا بتوانند جواب مردم را در این جهان و جواب امام را در جهان آخرت بدهند

و بالاخره اینکه  در اخبار ۳۰ ۲۰ دکتر مرندی نیز با طرح این ادعا  که در روز ۱۳ آبان عده ای از هواداران جنبش سبز به ماشین وی حمله کرده و شیشه های آنرا شکسته و به نظام توهین کرده اند از مهندس موسوی و مهدی کروبی به علت بیانیه های آنها که در آن مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرده بودند به شدت انتقاد کرد و اعلام برائت آنها را تنها راه آرامش کشور خواند .

برای من هنوز این سوال مطرح است که چرا دوستان اصولگرا اعلام برائت را فقط برای رقیب میخواهند و تندروی ها را تنها متوجه هواداران کاندیداهای اصلاح طلب میدانند ! انگار نه انگار که این دوستان موسوی و کروبی را بهتر از آن نسلی میدانند که آرمان هایشان را در موسوی و کروبی دنبال میکنند.

در اینکه در میان جنبش سبز کسانی که چندان میانه ای با اصلاگری ندارند و اصولا اصلاح را چندان بر نمی تابند و حامی رنسانسی دیگرند وجود دارد و اینان بعضا شعارهایی و عمل هایی تندروانه سر داده و عمل میکنند شاید تنها  نتیجه عملشان سنگ اندازی ناخواسته در راه این جنبش نجیب است .اما انگار دوستان خوب تحلیل نمیکنند و خوب رصد نمیکنند و نمیبینند که اگر خوب دقت کنیم این آناند که باید تبری جویند  از برخی اقدامات نه موسوی و کروبی

اما چند سوال از باب برائت

آیا دکتر مرندی که خود را اصولگرا و تحصیکرده میداند آیا از حوادث کهریزک که مقام معظم رهبری آنرا جنایت خواندند تبری جستند؟

آیا دکتر مرندی از اظهارات تند محمود احمدی نژاد در مناظرات انتخاباتی که در آن از صدر تا ذیل نظام را زیر سوال برده بودند و مشابه حرف های بیگانگان در آمد  اعلام برائت کردند؟

آیا دکتر مرندیاز دستگیری شبانه سران اصلاح طلب که برخی از آنها مانند بهزاد نبوی از همکاران ایشان در زمان جنگ بود انتقاد کردند؟

آیا دکتر مرندی به عنوان اصولگرای حامی آقای احمدی نژاد از اهانت های هواداران اراطی ایشان بر علیه آقای هاشمی تبری جستند ؟ آیا سکوت ایشان به منزله تایید آنها نیست؟

آیا دکتر مرندیاز برخورد بسیار خشن نیروهای لباس شخصی و ضرب و شتم آقای کروبی در نمایشگاه مطبوعات اعلام برائت کردند ؟

آیا آقای مرندی آقای موسوی و هواداران ایشان را منافق میدانند ؟ چون ایشان در برابر این ادعا نیز سکوت کرده و برائت نجسته اند

آیا آقای مرندی به عنوان اصولگرایی پیرو رهبری از انتصاب آقای مشاعی به سمت معاون اولی رییس جمهور راضی بودند که اعلام برائت نکردند؟

آیا دکتر مرندی مانند آقای رسایی منادیان وحدت ملی را بیمار میدانند چون هنوز از این اظهار نظر اعلام برائت نکرده اند .

و سوالات بیشمار دیگری که وجود دارد... در این باب

اما سوال آخر

آیا دکتر مرندی هر سال در مراسم ۱۳ آبان شرکت میکرده یا امسال برای اولین بار بوده ؟ و آیا در سالیان نه چندان دور که اصلاح طلبان مجری و قانونگذار قانون بودند آیا اهانتی به ایشان از جانب هواداران آنها شد ؟

و آیا روزی را خواهیم دید که دکتر مرندی از گفته های اخیر خود اعلام برائت کند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:35  توسط رضا فريد | 
۱۳آبان را شاید بتوان نقطه ای برجسته در حوادث تاریخی ایران پس از مشروطه خواند .حادثه ای که اینبار  ، این مردم بودند که با  اتکا به  خود ،نیروی فکر خود ، کاری بزرگ صورت دادند . کاری شگرف و تاریخی که شاید یکی از مهمترین دلایل ماندگاری انقلاب بزرگ بیست و دوم بهمن باشد.

خاطره تلخ ۲۸ مرداد ،خاطره نه چندان شیرین مشروطه،خاطره تلخ اشغال ایران در جنگ جهانی دوم به ادازه کافی دلیلی بود بر دخالت  بیگانگان در امور داخلی ایران

این تجربه شاید باز تکرار میشد . دانشجویان آزادی خواه کاری کردند بزرگ . اسناد منتشر شده که از داخل سفارت به دست آمده نشانگر عظمت این کار بود  و گواهی بود از اینکه در درون سفارت چندان به وظایف عرفی خود مشغول نبوده اند و خبر هایی بوده از دست خبر های ۲۸ مرداد  شبیه به انتقال قدرت از رضا خان به پسر شبیه به ....

امام کار این دانشجویان شجاع را تحسین کرد و حرکت آنان را انقلاب دوم خواند ، انقلابی به مراتب بزرگتر از انقلاب اول.

اما دانشجویان خط امام چه کسانی بودند ؟ نگاهی به تاریخ و اسامی آنان آزادی خواهی و شجاعت آنان را به اثبات میرساند.

         محسن   میردامادی -محمد رضا خاتمی-عباس عبدی-معصومه ابتکار - سعید حجاریان -ابراهیم اصغرزاده -و..موسوی خویینی ها

نیازی به بازشناخت تک تک آنها نیست آنها را خوب میشناسیم .

حرف آنها هنوز یکی است . نه به استکبار نه به دشمنان آزادی نه به دشمنان اسلام راستین . آنها را میشناسیم یا در زندانند یا در زندان بوده اند و یا تهدید به تحدید و زندان میشوند.

آنان سبز هستند و این سبزی را با مردم تقسیم کردند و حرکت موج گونه آنان را هدایت نموده و اکنون در راه آن هزینه ای شیرین میپردازند

دانشجویان خط امام را خوب میشناسیم حتی اگر فراموش کرده باشیم اینان همان کسانی هستند که اول بار در مجلس ششم در مقابل نظارت استصوابی شورای نگهبان ایستادند . از مجلس استعفا کردند تحصن کردند و روزه سیاسی گرفتند.

حرکتی که شاید به بزرگی ۱۳ آبان بود که خوب دیده نشد ، شاید هم خوب ندیدیم و نگذاشتند که ببینیم

 باز۱۳ آبان است . مهم است بدانیم که ۱۳ آبان است .

 

روز قدس را شاید فراموش کرده بودیم که روز قدس است . حق هم داشتیم شاید به نوعی

 اما ما طالب آزادی هستیم و از آزادی خواهان جهان حمایت میکنیم همانطور که تمام آزادی خواهان حامی ما بودند

ظلم ظالم بد است برای همه و ما بخصوص اگر این ظالم اشغالگر  نیز باشد باشد و به راحتی سرکوب کند هر حرکتی را  به ویژه آنکه سمبل آن حرکت آزادی خواهانه نیز سبز باشد

۱۳ آبان برای ماست . قانون هم برای ماست . انقلاب را همفکران ما بر علیه ظلم انجام دادند  پیروزی و آزادی نیز حق مسلم ماست

اگر قرار باشد فراموش کنیم فلسفه و هدف ۱۳ آبان را که مبارزه با استمارگری و ظلم است ، مبارزه با دخالت دولت ها ی سلطه جو در امور داخلی کشورهای دیگر است

راه را اشتباه رفته ایم و سرانجام به سرمنزل سبز نخواهیم رسید

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 11:39  توسط رضا فريد | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بیداد رفت لاله ی بر باد رفته را یارب خزان چه بود بهار شکفته را

هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله ٬ بند گلوبند خود بتاب آورده ام بدیده گهر های سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین بیدار کردی آن گل در خاک خفته را

گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست تب موم سازد آهن و پولاد تفته را

گردون برات خوشدلی کس نخوانده است اینجا همیشه رد و نکول است سفته را

این گوژپشت ٬ تیر قدان راست تر زند چندین کمین نکرده کمانهای چفته را

یا رب چها به سینه ی این خاکدان دراست کس نیست واقف این همه راز نهفته را

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک چون رفت خواهی این همه راه نرفته را

لب دوخت هر که را که بدو راز گفت دهر تا باز نشنود ز کس این راز گفته را

لعلی نسفت کلک در افشان شهریار در رشته چون کشم در و لعل نسفته را




پیوندهای روزانه
حقوق مردم(یادداشت های حسن یونسی)
پرستو مهاجر
اتاق گریم
موج سبزآزادی
موسوی به روایت طنز
وبلاگ حامیان سید محمد خاتمی
سمابندر
خاتمی آری
خرداد نو
بیان ایرانی ،دست نوشته های محمد جعفر ایرانی،
عشق ماشين (محمد حسن)
دختر آریایی
دل بریده (میلاد درویشان)
امید عرب
وبلاگ ترانه علیدوستی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
فروردین 1386
پیوندها
حاميان عبدالله نوري (خرداد(
كلمه (حاميان مير حسين موسوي )
دكتر معين
چلچراغ
خبرگزاري نوروز
آفتاب
اعتماد ملي
وب وشته ها محمد علي ابطحي
سينماي ما
وبلاگ محمد جواد روح
فريد مدرسي
ستاد بازباران/

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM